تبلیغات
عصر خاکستر - مطالب مرداد 1394

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

آماروبلاگ

شنبه سی و یکم مرداد 1394-09:10 بعد از ظهر



 

شراب کام تو آمیزه ی گل و شکر است

چرا حرام خدا از حلال خوب تر است؟

 

خوشا سری که هماهنگ رقص اندامت

به ماورای طبیعت همیشه در سفر است

 

دلم اگرچه سیاه است، ماهتاب سپید!

به من بتاب ، درخشش به قلب شب هنر است

 

چنان به روشنی آغشته ای که لشکر شب

هرآنچه سایه  زند بر رخ تو بی اثر است

 

درین زمانه ی خونریز عشق موهبتی ست

که در سکوت و صدای من و تو جلوه گر است

 

کنار آب روان از جهان گلایه مکن

بیا کنار من ای گل زمانه در گذر است


یکی شدیم من و تو دگر ز مرگ چه باک

اگر به پنجه ی او دشنه است یا تبر است

 

درین قلمروی نفرت چقدر خوشحالم

که عشق ورزی ما را خدا نظاره گر است

 

به راز زندگی و مرگ پی نخواهد برد

دلی که از تب باران عشق بی خبر است

 




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:شنبه سی و یکم مرداد 1394 09:14 بعد از ظهر
چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1394-09:12 بعد از ظهر



از کدام آرزو با من سخن می گویی؟
مرده شوی آزادی را برده اند
و ما گریه کنان در غروبی اندوهبار
سال هاست
آن را به فراموشی سپرده ایم

با من از کدام بهار سخن می گویی؟
هرسال زمستان را رنگ می کنند
و به دست کودکان خیابانی
شاخه
شاخه
به رهگذران می فروشند
بزک شده با آینه ای شکست خورده
و تنگاب ماهی قرمز

پنهانم کن
میان بازوان نقره ات
اکنون که مرا نه خاک می پذیرد
نه آسمان فیروزه ای برای پرواز
پنهانم کن
میان آغوش بی سرانجامت
برای همیشه پنهانم کن
شرم دارم از لوحی که سرنوشت
بر گردنم آویخته
لوحی که بر آن کنده اند
تقدیر انسان آزادی ست
حتا اگر در قفس
مرده باشد.

جمعه شانزدهم مرداد نود و چهار




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:شنبه سی و یکم مرداد 1394 09:07 بعد از ظهر