تبلیغات
عصر خاکستر - به رویای تو

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

آماروبلاگ

یکشنبه هشتم تیر 1393-04:58 بعد از ظهر



 

آن غزل ها که به رویای تو از بر کردم

 پیش پای تو لب پنجره پرپر کردم

 

عمر  بی حاصل خود زیر قطار شب و روز

 بی تو انداختم و عمر خود آخر کردم

 

 سوختم، زندگی ام سوخت، غزل هایم سوخت

 بس که خاکستر اندوه تو بر سر کردم

 

 آه از قفل در میکده ها، جای شراب

 -مست چشمان تو- خونابه به ساغر کردم

 

 ماجرای تو و خود را به سرانگشت غزل

 همه با جوهر خون وارد دفتر کردم

 

من به پیشانی تقدیر، سرانجام ای عشق

 قصه ی مرگ تو را خواندم و باور کردم

 

نازک قلب تو رنجید ز من مرگم باد

 به ستم گوشه ی چشمان تو را تر کردم

 

درد دل بود ببخش آینه ی دلگیرم

 خاطرت را اگر اینگونه مکدر کردم




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه هشتم تیر 1393 05:00 بعد از ظهر


مهدوی
دوشنبه سی و یکم شهریور 1393 11:50 بعد از ظهر
درودمر شما
غزل هایتان دوست داشتنی است
علی
چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393 04:01 بعد از ظهر
سلام مثل همه ی غزل هایتان زیبا و دوست داشتنی بود موفق باشید
علی باقری
سه شنبه سی و یکم تیر 1393 01:19 بعد از ظهر
سلام
مثل همیشه زیبا بود و دلنشین و البته اندوهناک
آرزو نوری
سه شنبه هفدهم تیر 1393 10:01 قبل از ظهر
بس که خاکستر اندوه تو بر سر کردم....
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.