تبلیغات
عصر خاکستر - حرف آخر

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

آماروبلاگ

شنبه دوم شهریور 1392-11:01 قبل از ظهر




قسم به عشق که از عشق من یقینت را

بریده اند و عوض کرده اند دینت را


منم قرینه ی تو، نیمه ای که گم شده بود


چگونه  برده ای از یاد خود قرینت را؟


به چشم های من آن بوسه حرف آخر بود

چگونه محو کنم حرف آخرینت را؟


بیا و در تن این باغ مرده جاری کن

هوای وسوسه انگیز یاسمینت را


بیا نهان مکن از شاخه های حسرت من

میان سینه ی خود سیب دست چینت را


چنان صدف که هنوز از هوای موج پر است

هنوز می شنوم گام پر طنینت را


مرا بخوان به همین نام تشنه کام شهید

که زندگی کنم آواز دلنشینت را


" تو مرد سابق من نیستی عوض شده ای "

زمانه کشت ابوالفضل پیش ازینت را


مرداد ماه نود و دو



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:شنبه دوم شهریور 1392 04:00 بعد از ظهر


سیدعلیرضا
جمعه بیست و دوم شهریور 1392 09:40 قبل از ظهر
سلام عزیز
پس از مدت ها با غزلی به روزم
به خواندن غزلی دعوتین...
روح الله دارا
چهارشنبه سیزدهم شهریور 1392 11:20 قبل از ظهر
سلام بر ابوالفضل عزیز...چون گذشته از این غزل هم لذت بردم
محمد تقوی
دوشنبه یازدهم شهریور 1392 01:19 بعد از ظهر
با سلام!
غزل زیبایی بود. با بیت سوم که خیلی حال کردم.
غبارستان
چهارشنبه ششم شهریور 1392 07:09 بعد از ظهر
سلام بزرگامردا
تابعد... ببخشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.