تبلیغات
عصر خاکستر - مهتاب این شب ظلمانی

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

آماروبلاگ

دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392-09:33 قبل از ظهر





ظلمت کنار رفت که ناگاه آمدی

چون مرغ سینه سرخ سحرگاه آمدی



آزادی تو روی جهان را سفید کرد

بیرون ز حصر ابر چنان ماه آمدی



باید نماز شکر بخوانم که عاقبت

با این دل شکسته ی ما راه آمدی



بالا ببر مرا به نخ بوسه ای بلند

ای ماه نخشبی که لب چاه آمدی



در قلب آهنین تو یک شعله آه من

آن قدر گر گرفت که کوتاه آمدی



حیران مشو بیا که درآغوش گیرمت

آهوی من، خودت به کمین گاه آمدی!



حس می کنم اگرچه دلت جای دیگری ست

حس می کنم اگرچه به اکراه آمدی ،



مهتاب این شب ظلمانی! به چشم من

شادم که چند لحظه ی کوتاه آمدی



مرداد ماه نود و دو



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392 09:38 قبل از ظهر


مریم اصلانی
شنبه دوم شهریور 1392 11:12 قبل از ظهر
درود بر شما
از خواندن شعر زیبایتان لذت بردم. و با احترام دعوتید به خواندنم.
موفق و پیروز باشید.
حسن رحمانی نکو
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1392 06:48 بعد از ظهر
خواب آنچنان گرفته که باید سوال کرد
ما را کدام صاعقه بیدار میکند؟

در خرابه ی تازه ام
با یه روزمره به روزم و منتظر نظر شما
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.