تبلیغات
عصر خاکستر - کلمات مرده و بی خاصیت

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

آماروبلاگ

شنبه پانزدهم تیر 1392-11:18 قبل از ظهر



به صدق کوش که خورشید زاید از نفست
که از دروغ سیه روی گشت صبح نخست


اخیرا هر چه بیشتر روی شعرها و نوشته ها و حتا گفته های مطرح در جامعه حساس می شوم و نگاهی ژرف می اندازم به این نکته بیشتر می رسم و آن این که کلمات در حال حاضر مرده اند و بنابراین تأثیر ، ارزش و خاصیت خود را هم از دست داده اند.

مصداقی نمی خواهم وارد بحث شوم زیرا هرکسی امکان دارد با خواندن این جمله به مثال هایی در ذهن خود دست پیدا کند که اتفاقا با آنچه من می اندیشم متفاوت هم باشد اما مهم این است که بیشتر ما به این مسأله رسیده ایم و می بینیم که سال هاست کمتر شعری و سخنی و خطابه ای به جان و دل ما کارگر می افتد.

این اتفاق ناشایست ادبی چند ده ساله به جریانات سیاسی و اجتماعی نیز وارد شده است چرا که همه اتفاق ها در گفتگو و دیالوگ های جامعه نخست از ادبیات و شعر سرچشمه می گیرد وحالا اگر دروغ و نقاب و ریاکاری در شعر دوره ای فوران کند وای به حال دیگر حوزه های حیاتی آن جامعه.

ما هنوز نمی دانیم حافظ چگونه و با کدام حس زیبا شناسانه هنری و با چه فرمولی کلماتش را طوری کنار هم چیده که هنوز کهنه نشده و نه غبار زمان و نه معنا نشناسی مفسران هیچ کدام نتوانسته شعر حافظ را برای ما عریان و ساده کرده و از سکه بیاندازد.

من فکر می کنم درکنار انبوهی از دانش و آگاهی به زیبایی ها و ارزش های کلام و هویت واژگان آنچه سخنوران گذشته و حتا چهل سال پیش را از سخن سازان و معنا تراشان امروز (که امکان دارد ما نیز خود جزو همین گروه کثیر باشیم نه تافته ای جدا بافته) جدا می کند، حالی دیگر و صداقت داشتن شاعران گذشته است که دیری ست این صداقت جای خود را به نقابی زشت و چهره ای قلابی داده است که می توان آن را به ادا و اطوار درآوردن نیز تعبیر کرد.

ساده تر بگویم ما چیزی را جار می زنیم که خود به آن اعتقادی نداریم و در زندگی شخصی خویش با آن زندگی نمی کنیم و در بیان گفتار یا نوشتار خویش دنبال بی درد سر ترین و کم رمق ترین و بی تاثیر ترین کلمات می گردیم تا به سلامت و عافیت خویش بیشتر اندیشیده باشیم.

نتیجه اینکه سال هاست دیگر هیچ شعر ،سخن و خطابه ای در قلب جامعه کارگر نمی افتد و هیچ دگرگونی در اندیشه و رفتار مردم ایجاد نمی کند.

تیرماه نود و دو



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:شنبه پانزدهم تیر 1392 11:37 قبل از ظهر


محمد تقوی
پنجشنبه هفدهم مرداد 1392 01:29 قبل از ظهر
با سلام!
با یک غزل و یک خبر به روزم!
دارا
جمعه بیست و هشتم تیر 1392 12:04 بعد از ظهر
سلام بر صمدی عزیز.سربلند باشی و پیروز
فرامرز احمری
جمعه بیست و هشتم تیر 1392 03:39 قبل از ظهر
درود بر احساس پاک شاعر
تو پیش از آنکه ابوالفضل باشی یا حتا معلم باشی یا حتی آدم باشی شاعری و همین سنگینی تحمل ناپذیر بار هستی بر شانه هات بس که بار درک معنا نیز بر آن باریست گرانتر
به هر روی زمین جای پای پلنگ هاست
و...
غبارستان
پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1392 12:42 بعد از ظهر
سلام ای یار
ارتباط دوسویه است كه آن هم بطرز فجیعی ازهم گسیخته است حتا بغرنجتر است هنرمندان هم عجیبترالقانمی كنند اصراربرچیزی باوری بی باوری یاهرچیزدیگری كه حداقل ثباتی داشته باشد ندارند در سیطره اند می شود به این نتیجه رسید كه ایده حاكم هنرمند زمان راخنثی نموده است
وبه خواسته هایش رسیده است هنر باشكوه است بزرگ است دیگراینكه مادرتوهم داناپنداری هستیم فقط میخواهیم بگوییم غافل كه دوگوش داریم دیگراینكه هنرهای پرجاذبه بصری مثل سینماو... گونه ای تداخل فرهنگی بوجودآورده اندتوهم جهانی شدن وجهانی اندیشیدن بهم ریختگی عجیبی را رقم زده است هی حرف حرف میاره این كلاف هم روزبروز پیچیده تر
من برازدست رفتن فرهنگهای فولكلوروخودبودنشان كه خودجهانی بودن بنظرمن یعنی همین ؛تاسف میخورم . مگرمی شود خود نباشی وجهانی باشی
وانگهی سید عزیزدرحوزه فرهنگ هنر مدنیت چقدركار انجام شده است كه حالابایدانتظاربرداشت داشته باشیم.شاعرشدن فردوسی خودمیدانی درآن زمان چهارغول بزرگ شاعری آزمونش می كنند نه مثل حالا شاعرجوان می گوید بگذارهرچه دهان مان آمد بگوییم به وهم حرف تازه وشاهكار . شاعرتورازین خیل بیدردان كسی نشناخت .
بگذاریم وبگذریم . روده درازی كردم اصن ماچكاره حسن ایم !!!
گورپدرصاب مال
محمد تقوی
جمعه بیست و یکم تیر 1392 05:54 بعد از ظهر
با سلام!
همه ی متن جالب بود. ولی دو بند آخرش -دست کم برای من- حال دیگه یی داشت.از تذکّر به جای شما ممنون.
کارگاه مجازی شعرامروز اراک
دوشنبه هفدهم تیر 1392 08:32 بعد از ظهر
مجدداعرض سلام وادب واحترام دارم
امیدوارم کم حواسی منو توننوشتن آدرس وبلاگ بخشیده باشید
منتظر حضورسبزتون هستیم
www.kargahjavan.mihanblog.com
مهدی آخرتی
یکشنبه شانزدهم تیر 1392 12:00 بعد از ظهر
سلام
به روزم
با شعر
حرف
و صدای خودم

دعوتید

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.