تبلیغات
عصر خاکستر - به نام عشق

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

آماروبلاگ

سه شنبه یازدهم تیر 1392-12:14 بعد از ظهر





به نام و یاد تو ای عشق!  گرچه بدنامم

بیا بیا به سراغم هنوز هم خامم


چه سال ها که از آن آخرین نگاه گذشت

چرا نمی روی از یاد عشق ناکامم؟


کبوتر و تو و آن پشت بام و تنگ غروب

تو نیستی و من ساده بر همان بامم


رهایی تو اگر با شکوه ، خود خواهی ست

  رها گذاشتی ام در میان آلامم


تو صید آخر من بودی ای الاهه ی ناز

کسی پس از تو نیفتاده است در دامم


پلنگ زخمی ام ، این نعره از سر درد است

نترس ماه که در دست های تو رامم


بیا که من همه توفان شوم به خاطر تو

دوباره سر بکشد موج های آرامم


تو را دوباره نوشتم به خط قرمز خون

بدان که کشته ی عشقم، شهید آن نامم



خرداد ماه نود و دو



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:پنجشنبه سی و یکم مرداد 1392 11:57 قبل از ظهر


مهدی سیدحسینی
یکشنبه شانزدهم تیر 1392 11:04 بعد از ظهر
سلام جناب صمدی
بهره بردم
موفق باشید
جمعه چهاردهم تیر 1392 05:17 بعد از ظهر
عرض سلام وادب احترام
استاد صمدی گرامی با اجازه شما وبا افتخار کارگاه مجازی شعر امروز اراک رو با غزلی ازشما آذین بستیم .
خوشحال میشیم حضور خودتون رو هم در وبلاگ کارگاه احساس کنیم.
باآرزوی سلامتی
پاسخ سید ابوالفضل صمدی : شما به این کمترین یار خویش بسیار بیش از اندازه مهر ورزیدید دوست گرامی من! چشم سر می زنم اگر نشانی اش را بیابم ولی من سر رشته ای در چیزی ندارم که استاد خطابم می کنید
محمد ملیحیان خوش
پنجشنبه سیزدهم تیر 1392 11:01 قبل از ظهر
سلام دوست عزیز

یک مساوی است با پنج
این عنوان مقاله ای بود که سال ها پیش تو یه روزنامه خوندم
که نویسنده تو اون مقاله توضیح داده بود که وقتی زنی کنار خیابون می ایسته در هر دقیقه 5 اتومبیل برای سوار کردنش جلوش ترمز میکنن خالا...
به روزم با شعری در این وادی غریب و قریب
و منتظر نظرات خوب شما
رضایی
سه شنبه یازدهم تیر 1392 08:07 بعد از ظهر
آخ مرسی...
نفست گرم...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.