تبلیغات
عصر خاکستر - بتاب ماه من

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

آماروبلاگ

یکشنبه سی ام مهر 1391-11:37 قبل از ظهر





شمس لنگرودی تنها استاد جهان بینی من در شعر نیست بلکه استاد چگونه زیستن ، لبخند زدن و ایستادن من در روزگار تیرگی ها هم هست و این غزل برای اوست؛




هنوز مثل گل اطلسی جوان هستی


گل همیشه بهاری تو جاودان هستی



سپید کرد به یکباره گیسوانت را


ولی هنوز تو با عشق مهربان هستی



بدون نام تو طالع نمی شود خورشید


تو قرن هاست که در قلب آسمان هستی



چقدر خواست تو را در محاق محو کند

به رغم این شب تاریک همچنان هستی



برای این که به پایت رسد خودش را کشت


ولی هنوز تو زیباتر از خزان هستی



کسی به جز تو در اینجا به فکر گل ها نیست


فقط میان جهنم تو باغبان هستی



میان این همه پژواک آنچه خواهد ماند


صدای توست که آیینه ی زمان هستی





بتاب ماه من، ای شمس لنگرودی من!


تو آخرین غزل اسطوره ی جهان هستی






شهریور 1391



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه سی ام مهر 1391 11:48 قبل از ظهر


سویدا
دوشنبه هشتم آبان 1391 11:18 قبل از ظهر
بسیار لذت بردم استاد....

باعث افتخارم هست اگر خانه حقیر رو منور كنید!

با سپاس فراوان از شما
مرضیه علوی نژاد
یکشنبه هفتم آبان 1391 05:56 بعد از ظهر
هستم ... لطفا تو هم باش!...
حس هفتم
جمعه پنجم آبان 1391 03:49 بعد از ظهر
سلام
خوشا به حال شما و خوشا به حال استاد لنگرودی
از خوانش شعر زیبایتان لذت بردم
موفق و پایدار باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.