تبلیغات
عصر خاکستر - ای دوست

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

آماروبلاگ

شنبه یکم فروردین 1394-12:57 بعد از ظهر




برای محمد شفیع شفیعی ، مهدی مرتضوی و مجتبا دادخواه که تقدیر واژگونه  پیشانی متبرک شان را نشانه رفت


ای دوست

ای ستاره ی دور از دست!

ای سرو سرنگون پر از برگ

شمشاد تن شکفته ی ناکام

ای جاودانه عشق جوان مرگ!

با اینکه در غروب زمستان

چونان پرنده ای نرسیده به جفت خویش

که در مسیرکوچ بهاری

افتاده است نعش تو بر خاک

آیا پس از شکست زمستان

آن لحظه ای که ابر پریشان نوبهار

گرد و غبار کوچه خیابان ها را

با گریه عین آینه خواهد شست

یک بار دیگر آن گل لبخند

آن زخم خورده لاله ی تقدیر واژگون،

آن کاکل حنا شده در خون،

                              از قلب خاک و سنگ

چون آرزو دو مرتبه خواهد رست؟





نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:شنبه یکم فروردین 1394 01:26 بعد از ظهر


Luminous M
شنبه دوم خرداد 1394 02:23 بعد از ظهر
با سلام
جناب صمدی
آدرسی هست که بشه مطالب رو بصورت خصوصی براتون فرستاد؟
پاسخ سید ابوالفضل صمدی : سلام دوست عزیز متأسفانه از فیسبوک مدت هاست که بیرون رفتم و دیگر نتوانستم صفحه جدیدی باز کنم دسترسی به شبکه های تلفنی رایج هم ندارم و الان تنها راه برای ارتباط با من همین وبلاگ است و پیام هایی که به دو شیوه همگانی و خصوصی می شود همین جا نوشت ضمن آنکه پیام های عمومی هم بعد از تأیید خود من زیر مطالب منتشر می شوند چرا که برخی بازدیدکنندگان گاه در پیام ها دشنام و حرف هایی زشت و متناسب با فرهنگ و خانواده خود به جا می گذارند که ناچار حذف شان می کنم.
فروز
یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1394 08:43 بعد از ظهر
ببخشید اون شعر توی نظر قبلی اشتباه شده.
فروز
یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1394 08:39 بعد از ظهر

هركس قاتلش را خود برمى گزیند/ و اسباب مرگ خویش را فراهم مى آورد/ پرنده با پرهایش/ درخت با برگ ها و شكوفه هایش/ طاووس با چتر زیباى عاشقانه /و قنارى با آوازش/ صیاد را و تبر و قفس را به سوى خویش فرامى خوانند/ من شاعرم زیبایى ات افسونم كرد/ از چشم هایت افسانه ها ساختم/آه! به سویم آمدى/ و دشنه ات را سرانجام/ شبى مسموم بر قلبم خواهى نشاند/ آرى تو را براى مرگ برگزیدم/ و این كمترین امید براى زندگى ست/ در شبى تاریك و بى فرجام.
پاسخ سید ابوالفضل صمدی : سلام ای مهربان

ممنونم از لطف بی شمار و مهر بی نهایت تو

این شعر را هم روزی در همین جا خواهم نگاشت با ویرایشی کوتاه البته اگر حوصله کم و اندوه بسیار بگذارد
یکشنبه بیستم اردیبهشت 1394 02:01 قبل از ظهر
سلام.یادشان گرامی ست.مقام اصلی ما گوشه ی خرابات است..
سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1394 10:40 قبل از ظهر
بسیار دلتنگم..........
سیدفاضل
چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1394 04:29 بعد از ظهر
درود بر تو ابولفضل جان. این داغ ها سرد نخواهند شد و حسرت نبودنشان همیشه در ما جاریست
شنبه بیست و دوم فروردین 1394 10:55 بعد از ظهر
خدایش بیامرزد
در یاد ما جاودان میماند
سعیده ترابی
جمعه هفتم فروردین 1394 11:57 قبل از ظهر
برای محمدشفیع عزیز
چطور مرگ میتوان از تو تنها گودالی را پر کند؟
عباسیان
یکشنبه دوم فروردین 1394 06:59 بعد از ظهر
سلام
خدایش بیامرزد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.