تبلیغات
عصر خاکستر - من سردم است!

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

آماروبلاگ

جمعه سوم بهمن 1393-08:23 بعد از ظهر



نخست آنکه برخی غزل ها برای خود شاعر خاطراتی ناب دارند که هر وقت  آن غزل را می بینی یاد خاطره های گذشته ی پس پشت غزل می افتی. دیگراینکه شاعر رنج و غصه هایش را معمولا به تحریر در می آورد وگرنه دل بی درد و غم که حرفی برای گفتن ندارد. مگر می شود غم را از شعر گرفت؟ سدیگر برخی هنرگرایان حقه باز که استعداد وحشت آوری در سرقت  دارند ای کاش بروند پی دزدی آب و نان دارتری که دستکم به گناهش بیارزد و پول و ثروتی هنگفت در آن نهفته باشد (مثل همین اختلاس گران شریف!) وگرنه سرقت ادبی و شعر هم شد کار؟

این غزل هم که در سال 85 سروده و درزمستان سال 86 در کتاب خیابان حصار منتشر شده است اکنون می بینم این سوی و آن سوی به نام این و آن خوانده می شود و انگارکه صاحب ندارد!


تو فرق داری ، عاشق آزرده می خواهی

باغی که توفانش به یغما برده می خواهی


شادی نمی آید به من ، شادی نمی آید

پژمرده می خواهی مرا، پژمرده می خواهی


تا آمدی گلبرگ هایم را لگد کردی

چون قالی کرمان مرا پا خورده می خواهی


باید بمیرد هر کسی کام از تو می جوید

شلاق بی رحمی که تنها گرده می خواهی


من جویباری هرزه ام باید رها باشم

بیهوده از من برکه ای دلمرده می خواهی


من سردم است،آغوش واکن داغ داغم کن

خورشید من تا کی مرا افسرده می خواهی؟





نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:پنجشنبه نهم بهمن 1393 08:37 بعد از ظهر


پارسا
یکشنبه بیست و هفتم دی 1394 01:12 قبل از ظهر
سلام., واقعا زیبا بود...افسوس که سرقت از هر نوعی در این مملکت رواج یافته.. متاسفم واقعا...
دارا
پنجشنبه بیست و سوم بهمن 1393 06:29 بعد از ظهر
درود بر همشهری شاعرم.افسوس که این روزها انواع سرقتها رخ می دهد از جمله سرقت ادبی.این شعر زیبا را همان سالی که سروده اى برایم خواندى و البته پس از آن.یادش به خیر.
ارزو نوری
دوشنبه سیزدهم بهمن 1393 12:35 بعد از ظهر
چون قالی کرمان مرا پا خورده می خواهی


دوشنبه ششم بهمن 1393 01:35 بعد از ظهر
درود برادر غزل بسیارزیبایی ست وبر اهالی غزل معلوم است از آن جناب صمدی است
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.