تبلیغات
عصر خاکستر

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

آماروبلاگ

دوشنبه چهاردهم فروردین 1391-03:23 بعد از ظهر



غم مخور دختركم!

بغض مكن

اندوه تو كوهستان را ویران می كند.

چشم های نمناك تو

اقیانوس را به هم می ریزد

دیوانه می كند.

قناری غمگینم!

شكوفه ها را ببین

رسته بر شاخه های زخمی زردآلو

سبزه ها را ببین

روییده بر جای خالی گردوی پیر،

بغض می كنی

پرستوها نیامده برمی گردند

زنبور ها را ببین

ذوق زده به دور كندوی خویش رقص می كنند

ادای تو را در می آورند

كه می خواهی هرطور شده

خنده بر لبم بیاوری.

طوطیكم!

حرف بزن

چیزی بگو

بق كردن تو در غبار این غروب

آتش می كشد به جان جنگل های هندوستان

حرف بزن دختركم!

قهر مكن

با قهر معصومانه ات چیزی عوض نمی شود

با این شكوفه های كاغذی بازی كن

تا روزی خود بهار بازگردد.



چهار شنبه نهم فروردین 1391



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه یکم خرداد 1391 06:16 بعد از ظهر






  • تعداد صفحات :5
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5